
نوروز(2)آمده نوروز و گلان مست باد// بلبلکان بر ورق شاخه شادبخت همایون همه وفق مراد// بچه ی فرخنده هم از نو بزادخوان کرم گستره پر لطف و داداین همه از نعمت دست بهاررنگ دوصدگل به هم آمیخته // می به لب ناز گلان ریختهزرّ به دو گوش گلک آویخته //گل به زمین ریخته و بیختهسُنبلکان بر چمن آهیختهجشن وسرور است و خوشی برقراربر سر هرکوچه گل می فروش// جارچیان جار به بانگ سروشخون خُم ازکوزه بیاید به جوش// رعد هم از قلّه ی کُه در خروشقوس قزح چون خُتن باده نوشکه طــــرب انگیز به ساز قنارمـــــرغک تنبور زن میگس...
ادامه مطلب
وصف دکترجوکار(1)ای رونق مـــردی وسخاوتای قلّه نشین در وجــاهتای مــــرحم زخم دل شکستهای مــــرغ ز دام مال رستهای گشته گریبان توصدچاکدربخشش زرّ و سیم بی باکای بُرده تو از خـــــرابه ماتمای خوبتر از دوصد معمّمای لقمه ی در حلق یتیمانای شادکن نیازمندانبخشنده وخوش خرام ومردیمــــرهم نه زخم کهنه دردیدرکیسه تویی سخی و دلبازمن درپی پرواز تو پروازشاید که کند خـــدا نگاهیریـزد ز پی توام گناهیامـــــوات توراسبک خداکردازجــــرگه ی بی ثمرجداکردجوکـــار به ظاهری و لیکنزرکــــار ز باطنی و لیکنجزحق کس ازآن گُهر...
ادامه مطلب
دل رمیدهدل رمیده ام رفیق و نگار من استکههمینحبیب مرحموجودفگارمناستنانوشته مشق عشق، دل من نیست ولیکاین دلم رفیق شفیق و درکنارمن استنیست چون این دل مهتابیوخوشخرامچون خُتن میان گلعذار بهار من استدلی ز عاطفه بی همانند و بی مثالمدام بر وفق مراد است و مدارمن استزصبح خدای شوق خدای ازاو جاریسلیس وملیح چون صوت قنار من استچه لطفی زخدای برتر از این همرنگیکه دلم چون چشمه آرام وقرارمن استرومی و خوش نوای از سپاس خدایکه خدای خوبم مدام به کارمن است2/9/1402موضوعات مرتبط: غزل بخوانید...
ادامه مطلب
دامان وطندلبدمکن زین نغمه هایی راکه من سرمیکنممن افتخارم را بنام عشق حیدر میکنماز بس وطن دربند نامردان تزویر و ریاصدخاک غمرامن بهرویچشم وبرسرمیکنماز این مشقّتهای بی پایان عمر خویشتنآمال جان خویش را بیمار و ابترمیکنمدر این مسیر ناکجاآباد و پر از خار غمبر آسمانها شکوه ها بر حيّ داور میکنمازبس دروغ است و ریا بگرفته دامان وطنچشمان خود را پر ز تیغ وپاره اخگر میکنمرومی بروفکری بهحالکرده هایخویشکنمن هم روم مرحم طلب از حیّ اکبر میکنم4/2/1402موضوعات مرتبط: غزل بخوانید...
ادامه مطلب
کوکبه آساگم بُدم و دیدم و پیدا شدممست وجود تو و شیداشدمای که بحق نام معلّم به تودیدمت و شوق سراپا شدمباکرم آن گهر قیمتیکم بدم و لؤ لؤ والا شدمپای نهادم به در خانه اتشیفته وکوکبه آسا شدمدیده تو را دید و سراپای قدحرمت آن هیمنه برپا شدمچونتوبلم گشتیومنزیرپایموج فزاینده ی دریا شدمجاهل لیلای وجودت بُدمبا کرمت واله و دانا شدممن نیم آن یار زبانی، بدانجان به توبسپردم و ماناشدمرومیام وغبطهبهآنکوه جودیک بُدم ولیک به صدتاشدم30/8/1402موضوعات مرتبط: غزل بخوانید...
ادامه مطلب
شوق محبوبی گرانای آسمان ای آسمان اندرتعجب مانده اماین شوق طوفانی نگر اندرتعجب مانده امهمشیعه همسنّیو هم اهلنظر با هرولهغوغانگراین چیست ایناندرتعجب مانده امازهرکران مــوجی گران درشوق ثارالله بینزین شور اندر این زمان اندرتعجب مانده اماندر گسیل از هر طرف با هر عقاید یا نظرخیل پرستو در جهان اندر تعجب مانده امباران سیل آسای عــــاشق در زمین کربلاپیر و جــوان از هرکران اندرتعجب مانده امصدصدهزاران مرغبیندرشوق محبوبیگرانفرزند زهـرا چیستی؟! اندر تعجب مانده اماین حُسن شورانگیز را در عـــالم وآدم نگرزی...
ادامه مطلب
محروم آبچشمه ها جاری و ما محروم آبچون گدایان آرزومند کبابروز وشب درکار ورنجی بی ثمرراهیانی ناامید اندر سرابآشکارا گنجها هست در وطنلیک آدمهای در خواب و خرابهر وجب گسترده بینی جالهابا رضایتمندی عـــالی جنابگردن خان طــــوق زرّ انداختهگردن این خیل مردم درطنابصدهزاران همچو رومی بی معینعده ای مجنون گنج زرّ ناب27/2/1402 بخوانید...
ادامه مطلب
وصف شیخ رومشگان(محمدعالی) مردی از وادی رومشگان ورنگینبانسراینیمه های شب مـــداوم بود با او آشنایباخبر بود از زمان مــــرگ و عمر خویشتننیک من بشنیدم و گفتار او در جای جایحیف این مـــردم که او را کاملاً نشناختندگوهری بود از سر سجّاده و عرش خدایچشمهای بود ازکـرامات عجیبآنبوالعجبدر دل شب بود با آیات قـــــرآن همنوایگاهگاهی سرزد از او یک کراماتی عجیبعارفی گمنام بود و زاهـــدی دل پارسایبارها با خود سخنها گفت و ما بی اطلاعای عجب زان پیر عرفانی بی چون و چرایجسمشاینجاب...
ادامه مطلب
طرّاح نقوش من مست نگاه توام ای سیمینبرای مهر تو بر قامت من سرتاسرمحراب سجود هردوچشمان منیمعنای حــــــلاوتی و انبان گُهرماخاک کف دوپای افـــــزار توایماذنی بده تاپای نهیم بر آن درصد مذبح دلداده به امید وصالپروانه ی پرسوخته ی شمع سحربازار تماشاگهی و اوج امیدای زیبتر از ماهی و انعام پدرطــــرّاح نقوش نقش ایوان دلیای ماه نشسته بر فــــــراز منبربر منبر شاخسار گلبوی نشینخورشید همانند کلاهت برسررومی که سراپای به دیدن مشتاقزیبا صفتان او...
ادامه مطلب
شب طوفانیخانه به دوش فنا درشب طـــــوفانیمداغ کـدامین گناه خــورده به پیشانیمهمسفربـــادهـــا ،رفته ام ازیـــادهـــامـویه کنان مـــــادراز حالت حیرانیمنازترین عمرمن چون شب دیجوربودناله کن ای دوست درکلبه ی ویرانیمدردیتیمی مـــرا خواروزمین گیرکردچـــــون رفقاغافل ازغصه ی پنهانیمآنچه مــرادردل خاک سیه جای دادخـــــون دل وغصّه ورنج وپریشانیمدورجـــوانی برفت بهره مـــراهیچ نهسیــــربُـــدم ازغم ورنجه ی ویلانیمزنده اگـــربودمی خــــون دلم بیشترلخته ی خــــون دلم کـرده نگهبانیمآنکه مـرایاربوددرخم پس کو...
ادامه مطلب
خونخوارهاهوار از این جفای خونخوارهاکه بر جهد ز حلقشان شرارهاتمام پول و مال وزرّ بنام خودبنام دین به دست زرّ مدارهاسیره وکبک وبلبلان زآسمانزدست این مُزوّران فـرارهاکــلاغها به شاخسار مـوعظهکه سر به یقّه ها فـــرو قنارهاکسان زاوج زور وقدر ومنزلتتمام بی کسان گم از کنارهانه نان خوش نه حال خوش نه کارخوشفغان وصدفغان زدست مارهانام و نشان و زرّ برای اغنیاغضب فقط به جانب ندارهاسوار مرکب مراد دسته ایفنا شده جماعت فگـــارهاپیاده ها مــــــــلازم سوارهابرآمد از وطن ، خدا دمارهارومی و دفتری زگلّ...
ادامه مطلب
دردبی دوا یارب تومرحمی کن این دردبی دوارانان از وطن فــــراوان، دریغ از گدارالب تشنگان آبیم ای آسمان نظرکنچون شوره زارگشتیم باران نعمه ما راما گسنگان قوتیم ، در دین بی ثبوتیمیارب عدالتی ده ارباب ملک دارامسندنشین نعمت ، محتاج نان روزیمبزدای ای خدایا زین مملکت جفاراافسردگـان دردیم،آماده های مرگیمیارب تو دور گردان امواج این بلا راتزویر و رنج و ظلمت فکنده سایه امّایارب عنایتی کن ویلان بینوا رادربندیاوه گویان محبوس درد ورنجیمحتی دریغ دارند زین مملکت هوا راای کردگـــ...
ادامه مطلب
این وطن چه بینوا شد این وطنچه بی دوا شداین وطنعقرب جــرّاره بهلچه بی سراشداین وطنزجور و ظلم ناکسانقُـــرا قُـــرا شد این وطنزبی کیاستی کنونچه برفنا شداین وطنکشتی طوفان زده ازمـــوج بلا شد این وطنچه پاره پاره نایمانز بی صداشد این وطنبه نام نیک دین کنونجور و جفاشداین وطنز کار و بار ناصحیحباد هوا شد این وطنبه زیر سُم یاغیانخرابه ها شد این وطنلال و کــــر و ملعبه یدست دغا شداین وطنکوچه و کــــوی وبرزنشنوحه سرا شداین وطنرفت به اف...
ادامه مطلب
خواهدآمدمن شنیدم که نگاری خواهدآمددر زمستان نوبهاری خواهد آمددر میان این همه رنگ سیاهینور روی شهسواری خواهد آمدگرچه پی درپی فــــزون از حد ستمهاشک نکن یک دادخواهی خواهدآمدبعد ظلمات سیاهی روز گرددگر خـــــــدا خواهد گواهی خواهد آمدبعد سختی های جانفرسای جانکشیک گشایش،یک فــــلاحی خواهدآمدبعد از این بلـــــــوا و تزویر و سیاهیشب تمام است و پگاهی خواهدآمدگرچه ما گردیده ایم گم درسیاهیلیک یک روزی نگــــاهی خواهدآمدچشم رومی مات این صحرای ظلمتانتظارش ...
ادامه مطلب
ولی شناسانبر مردمان عرصه تنگ است تا به غایتیک یک ولی شناسان رفتندازاین ولایتگویی اگرسخن را ازحق وعدل وانصافسازند صد سند را از دشمنی برایتگر خُرده ای بگیری بر حاکمان عالیباید زنی سیه را برطارم سرایتکس را نباشداین حقکه ازحقخودبگویدگفتن همان و پیگیر گردند تانهایتهرگز نمی پذیرم اینگونه زیستن رایارب گشایشی کن ایران بی نوایتگرشکوه پیش قاضیشایسته عرضه داریرومی برو قضا را نابودی و فنایت27/6/1401 بخوانید...
ادامه مطلب
زبان و ادبيات فارسـي در ميان زبانهاي زنده ی دنيا بي شك عالي ترين حالات روحي و زيباترين لحظات را براي خوانندگان خود ايجاد مي كند .درطول تاریخ اسلام تاکنون این ادبیَات بوده که به عرفان حلاوت وماندگاری بخشیده وموجبات ترغیب جویندگان دانایی به چگونگی روش زندگی وهمچنین محتوای مسلک عرفان رافراهم نموده وتحت عنوان ادبیات عرفانی شهرت پیداکرده وهم اکنون هم زیباترین متون,متون ادبیات عرفانی خاصَه نظم است .لذابعدازظهوراسلام تاکنون,عرفان چنان درادبیَات درآمیخته که گویی این دوبه هم لازم وملزوم گشته وانفکاک ناپذ...
ادامه مطلب
وادی خالیچه داندکس که دراین وادی خالیچرافرمانروایان بیخبرازحال واحوالیزقومی به فراموشی سپردهکه دل رابروصال مرغکی بنهاده تاسالیگرانسنگی که نامش می شودجوکاراخیراًمبلغی زر دادبردستمکه فرمانش برم تادست محرومانخریدم گوسفندی راکه ذبح ووانگهی اندازه بنمودمبه دنبال سخاوتهای آن دلدار ومردانهببردم بردیارصدولی نعمتهمه فرتوت و ناقص ازبدن بی خویشگروهی درمعاش ماندهبغایت لنگ وفرتوت وگرسنهازمسیری بدمسیروخانه هاکوچکسکوتی مرگباراندرمیان کوچه هاپیداکه گویی مرده بودندآن جماعت ساکت وخاموشکه حتّی زنگ رابرخانه هاهرگزن...
ادامه مطلب
هموطن &n...
ادامه مطلب
&n...
ادامه مطلب
xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 ویروس منحوص کروناxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 آدمxa0xa0xa0 ازxa0xa0xa0 آدمxa0xa0xa0xa0 گــــــــریزانxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 آدمیxa0 چــــ...
ادامه مطلب