دردبی دوا
یارب تومرحمی کن این دردبی دوارا
نان از وطن فــــراوان، دریغ از گدارا
لب تشنگان آبیم ای آسمان نظرکن
چون شوره زارگشتیم باران نعمه ما را
ما گسنگان قوتیم ، در دین بی ثبوتیم
یارب عدالتی ده ارباب ملک دارا
مسندنشین نعمت ، محتاج نان روزیم
بزدای ای خدایا زین مملکت جفارا
افسردگـان دردیم،آماده های مرگیم
یارب تو دور گردان امواج این بلا را
تزویر و رنج و ظلمت فکنده سایه امّا
یارب عنایتی کن ویلان بینوا را
دربندیاوه گویان محبوس درد ورنجیم
حتی دریغ دارند زین مملکت هوا را
ای کردگـــارعالم صبر از زمانه سرشد
با این همه تنزّل تا کی کنیم مــدارا
ازخون کلک رومی،می نوش تابگردد
آهنگ نیک تـوفیق بر گوشتان نثارا
13/1/1402
اشعار و دلنوشته های یک معلم...ما را در سایت اشعار و دلنوشته های یک معلم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 77