ویروس منحوص کرونا
آدم از آدم گــــــــریزان
آدمی چــــــون برگ ریزان
زین زمان در اُفت و خیزان
حال مــردم عکس میزان
رعب و وحشت آشیان را
سایه بر پیر و جــــــــوان را
در نوردد ناتــــــــــوان را
هم کهان را هم مهان را
ناله ها پنهان و پیدا
در رُخ مـــــــردم هــــویدا
تیغ بر فــــرق است تاپا
بی صدا و بی مهابا
خفته اند از لای خانه
در سرا چون موریانه
بی رمق در آشیانه
گرم خورد و آب و دانه
صور اسرافیل گـویی
آمد و هر یک بسویی
نه نشانی و نه بویی
جان مـردم بند مویی
دشمنی از دیده پنهان
درهراسش مرده شیران
کشت و کشتاری ز ایران
خاک ایران کرده ویران
کنج عــزلت کار مردم
می کُشد چون نیش کژدم
مادر از فـرزند خود گم
سال سرد و بی تــرنّم
هم به مسلم هم به کافر
بی ترحم تا به آخــر
بر فقیران باجفاتر
کرده ملکت بی بهاتر
درد بی درمان سردی
دشمن بی همنبردی
در مقابل هیچ مردی
می کشد چون شیرزردی
شهرها گـــویی بیابان
خالی ازقوت است وازنان
می زندجان راچه آسان
چون سلاح نابکاران
بر دو دستش تازیانه
میزند بر آشیانه
زهر شمشیرش کشنده
تیغ بی رحمش برنده
هیچ کس یارای او نه
هیچ کس لیلای او نه
همچو کفتاری خورنده
خانه از بنیان کنده
27/12/1398
اشعار و دلنوشته های یک معلم...ما را در سایت اشعار و دلنوشته های یک معلم دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 232