هموطن من هیمه دارم میخــری؟
کفشهای کهنه دارم میخـــری؟
دفتری نیمه نــــوشته از پسر
یک کتاب نیمه دارم میخری؟
یک قبایی از دوسو تارنمای
یک کـــــلاه پاره دارم میخری؟
در گلستانم گل بشکفته نیست
من فقط گلــــریشه دارم میخری؟
ریشههاخشکند و زانهاآب نیست
ریشه های بادبرده میخـــــری؟
یا که لیوانی تـــرک برداشته
شیشههای ضربهخورده میخری؟
بر عمارتها نگهبان بوده ام
یک عصای شحنه دارم میخری؟
چشمهایم کم جمال و کم بها
لیک من یک کلیه دارم میخری؟
کلیه ام شاید بدردت میخورد
کلیه ای بابیمه دارم میخری؟
همّتی هستم بخواهم سیرشد
من فقط این نعمه دارممیخری؟
5/10/1400
اشعار و دلنوشته های یک معلم...ما را در سایت اشعار و دلنوشته های یک معلم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 195