رهاشده

خرید بک لینک

رهاشده

عجب از این مملکت رها شده

اسیر پول و گول اغنیا شده

پر از وطن زگنج و زرّ زهرطرف

ولی ز بیخ و بُن همه فنا شده

ز خاک آن چه ثروتی نهفته بین

ز مُلک مردمان بینوا شده

هزار هزار گنجها در این وطن

عجب که مردمان آن گدا شده

چه کاخهای زرنگار اغنیا

ز استخوان بینوا بنا شده

حزینوناخوش وخرابوبی معین

مریض ها زیاد و بی دوا شده

چو رومی اندر این سرای بیکسی

فدای جور و حیله و جفا شده

12/10/1402

موضوعات مرتبط: غزل

اشعار و دلنوشته های یک معلم...

ما را در سایت اشعار و دلنوشته های یک معلم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 54 تاريخ: سه شنبه 17 بهمن 1402 ساعت: 12:08

صفحه بندی