این وطن
چه بینوا شد این وطن
چه بی دوا شداین وطن
عقرب جــرّاره بهل
چه بی سراشداین وطن
زجور و ظلم ناکسان
قُـــرا قُـــرا شد این وطن
زبی کیاستی کنون
چه برفنا شداین وطن
کشتی طوفان زده از
مـــوج بلا شد این وطن
چه پاره پاره نایمان
ز بی صداشد این وطن
به نام نیک دین کنون
جور و جفاشداین وطن
ز کار و بار ناصحیح
باد هوا شد این وطن
به زیر سُم یاغیان
خرابه ها شد این وطن
لال و کــــر و ملعبه ی
دست دغا شداین وطن
کوچه و کــــوی وبرزنش
نوحه سرا شداین وطن
رفت به افــــــــــلاک خدا
خنده ،عزا شداین وطن
به زیر درد و رنج وغم
چه بی صفاشداین وطن
ز رومی و نوشته ها
شنو،چها شد این وطن
11/12/1401
اشعار و دلنوشته های یک معلم...ما را در سایت اشعار و دلنوشته های یک معلم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 85