دامان وطن
دلبدمکن زین نغمه هایی راکه من سرمیکنم
من افتخارم را بنام عشق حیدر میکنم
از بس وطن دربند نامردان تزویر و ریا
صدخاک غمرامن بهرویچشم وبرسرمیکنم
از این مشقّتهای بی پایان عمر خویشتن
آمال جان خویش را بیمار و ابترمیکنم
در این مسیر ناکجاآباد و پر از خار غم
بر آسمانها شکوه ها بر حيّ داور میکنم
ازبس دروغ است و ریا بگرفته دامان وطن
چشمان خود را پر ز تیغ وپاره اخگر میکنم
رومی بروفکری بهحالکرده هایخویشکن
من هم روم مرحم طلب از حیّ اکبر میکنم
4/2/1402
موضوعات مرتبط: غزل
ما را در سایت اشعار و دلنوشته های یک معلم دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 48