اشعار و دلنوشته های یک معلم

متن مرتبط با « اسلام» در سایت اشعار و دلنوشته های یک معلم نوشته شده است

شراره ها زسرکنم

  • نیلوبلاگ

    شراره هازسرکنمزداغ باغ دلگشا شراره هــــا ز سرکنمزخاطــــرات برنگشته ناله ها به سرکنمزداغ روی لاله هــا به گفتگوی سالهاسرای قلب خویش را ز داغها شررکنمشکسته گشته جامها ، به زیرخاک نامهابه‌روی‌گونه های‌خویش دانه ی‌گُهر‌کنمدراین سرای خفته ها هـزارها نگفته هاامید زندگی برفت و مالها حــــدرکنمچنان ریا وحیله ها گـــــرفته جان پیلهازروزگارنامراد ، خویش راحــــذرکنمازاین‌ستم‌که ‌پی‌زپی‌به بی‌‌کسان‌ روا ‌رودتمامی فــــرشتگان درآسمان خبرکنمتمام یقّه چــــــــاکها امیدها به بادهاز رنج این برهنگان چه‌خاکهاب...

    ادامه مطلب
  • آمده نوروز

  • نیلوبلاگ

    نوروز(2)آمده نوروز و گلان مست باد// بلبلکان بر ورق شاخه شادبخت همایون همه وفق مراد// بچه ی فرخنده هم از نو بزادخوان کرم گستره پر لطف و داداین همه از نعمت دست بهاررنگ دوصدگل به هم آمیخته // می به لب ناز گلان ریختهزرّ به دو گوش گلک آویخته //گل به زمین ریخته و بیختهسُنبلکان بر چمن آهیختهجشن وسرور است و خوشی برقراربر سر هرکوچه گل می فروش// جارچیان جار به بانگ سروشخون‌ خُم‌ از‌کوزه بیاید ‌به جوش// رعد هم از قلّه ی کُه در خروشقوس قزح چون خُتن باده نوشکه طــــرب انگیز به ساز قنارمـــــرغک تنبور زن میگس...

    ادامه مطلب
  • وصف دکترجوکار(1)

  • نیلوبلاگ

    وصف دکترجوکار(1)ای رونق مـــردی وسخاوتای قلّه نشین در وجــاهتای مــــرحم زخم دل شکستهای مــــرغ ز دام مال رستهای گشته گریبان توصدچاکدربخشش زرّ و سیم بی باکای بُرده تو از خـــــرابه ماتمای خوبتر از دوصد معمّمای لقمه ی در حلق یتیمانای شادکن نیازمندانبخشنده وخوش خرام ومردیمــــرهم نه زخم کهنه دردیدرکیسه تویی سخی و دلبازمن درپی پرواز تو پروازشاید که کند خـــدا نگاهیریـزد ز پی توام گناهیامـــــوات توراسبک خداکردازجــــرگه ی بی ثمرجداکردجوکـــار به ظاهری و لیکنزرکــــار ز باطنی و لیکنجزحق کس ازآن گُهر...

    ادامه مطلب
  • دل رمیده

  • نیلوبلاگ

    دل رمیدهدل رمیده ام رفیق و نگار من استکههمینحبیب مرحموجودفگارمناستنانوشته مشق عشق، دل من نیست ولیکاین دلم رفیق شفیق و درکنارمن استنیست چون این دل مهتابیوخوشخرامچون خُتن میان گلعذار بهار من استدلی ز عاطفه بی همانند و بی مثالمدام بر وفق مراد است و مدارمن استزصبح خدای شوق خدای ازاو جاریسلیس وملیح چون صوت قنار من استچه لطفی زخدای برتر از این همرنگیکه دلم چون چشمه آرام وقرارمن استرومی و خوش نوای از سپاس خدایکه خدای خوبم مدام به کارمن است2/9/1402موضوعات مرتبط: غزل بخوانید...

    ادامه مطلب
  • دامان وطن

  • نیلوبلاگ

    دامان وطندلبدمکن زین نغمه هایی راکه من سرمیکنممن افتخارم را بنام عشق حیدر میکنماز بس وطن دربند نامردان تزویر و ریاصدخاک غمرامن بهرویچشم وبرسرمیکنماز این مشقّتهای بی پایان عمر خویشتنآمال جان خویش را بیمار و ابترمیکنمدر این مسیر ناکجاآباد و پر از خار غمبر آسمانها شکوه ها بر حيّ داور میکنمازبس دروغ است و ریا بگرفته دامان وطنچشمان خود را پر ز تیغ وپاره اخگر میکنمرومی بروفکری بهحالکرده هایخویشکنمن هم روم مرحم طلب از حیّ اکبر میکنم4/2/1402موضوعات مرتبط: غزل بخوانید...

    ادامه مطلب
  • رهاشده

  • نیلوبلاگ

    رهاشدهعجب از این مملکت رها شدهاسیر پول و گول اغنیا شدهپر از وطن زگنج و زرّ زهرطرفولی ز بیخ و بُن همه فنا شدهز خاک آن چه ثروتی نهفته بینز مُلک مردمان بینوا شدههزار هزار گنجها در این وطنعجب که مردمان آن گدا شدهچه کاخهای زرنگار اغنیاز استخوان بینوا بنا شدهحزینوناخوش وخرابوبی معینمریض ها زیاد و بی دوا شدهچو رومی اندر این سرای بیکسیفدای جور و حیله و جفا شده12/10/1402موضوعات مرتبط: غزل بخوانید...

    ادامه مطلب
  • کوکبه آسا

  • نیلوبلاگ

    کوکبه آساگم بُدم و دیدم و پیدا شدممست وجود تو و شیداشدمای که بحق نام معلّم به تودیدمت و شوق سراپا شدمباکرم آن گهر قیمتیکم بدم و لؤ لؤ والا شدمپای نهادم به در خانه اتشیفته وکوکبه آسا شدمدیده تو را دید و سراپای قدحرمت آن هیمنه برپا شدمچونتوبلم گشتیومنزیرپایموج فزاینده ی دریا شدمجاهل لیلای وجودت بُدمبا کرمت واله و دانا شدممن نیم آن یار زبانی، بدانجان به توبسپردم و ماناشدمرومیام وغبطهبهآنکوه جودیک بُدم ولیک به صدتاشدم30/8/1402موضوعات مرتبط: غزل بخوانید...

    ادامه مطلب
  • مهربانی

  • نیلوبلاگ

    مهربانیخوش بحال آنکسی کو مهربانی میکندیا به آنکس در بیابان بزچرانی میکنددر سرایی پر ز تزویر و ریا گیر آمدیمهرکس از هر گوشه ای پرده درانی میکندرحمها مـــــــردند وانصاف از سرقاضی برونای دریغا بی مروّت مهترانی میکندکشوری را مالکیم نعمت فراوان،بیشمارای خدا بیچاره فــــــــریاد از گرانی میکندعالم از حــرص وطمع پرشد خدایا مرحمیفکرها بیمار و هرکس زرگرانی میکندگرنیازت را به اربابان مذهب می بریمشگلی حل نا نموده سرگرانیمیکندعالمی دا...

    ادامه مطلب
  • مال دنیا

  • نیلوبلاگ

    مال دنیاهرکه دل بست به دنیاغم اوپایان نیستغصّه و رنج و غم دارفنا شایان نیستحیله ای بیش نباشد طمع و خسّت مالحیله در دایره ی عینک بینایان نیستمالچونچرک دودستاستبهآن دلمسپارگرچه دردایره وسیره ی ملّایان نیستمال زایل شده را فکر وصالش منماغصّه ی مال برازنده ی دانایان نیستچنگ انداختگــــان حــرم زرّ عجبانور خورشید برای ره اعمایان نیستآنچه رامالک آنی زخداقانع باشگرچه مقبول دل درگه دارایان نیستروح رومی زهمه حرص وخساست دوراستچو خلاف جهت مذهب لیلایان نیست23/6/1402موضوعات مرتبط: غزل بخوانید...

    ادامه مطلب
  • شوق محبوبی گران

  • نیلوبلاگ

    شوق محبوبی گرانای آسمان ای آسمان اندرتعجب مانده اماین شوق طوفانی نگر اندرتعجب مانده امهمشیعه همسنّیو هم اهلنظر با هرولهغوغانگراین چیست ایناندرتعجب مانده امازهرکران مــوجی گران درشوق ثارالله بینزین شور اندر این زمان اندرتعجب مانده اماندر گسیل از هر طرف با هر عقاید یا نظرخیل پرستو در جهان اندر تعجب مانده امباران سیل آسای عــــاشق در زمین کربلاپیر و جــوان از هرکران اندرتعجب مانده امصدصدهزاران مرغبیندرشوق محبوبیگرانفرزند زهـرا چیستی؟! اندر تعجب مانده اماین حُسن شورانگیز را در عـــالم وآدم نگرزی...

    ادامه مطلب
  • جام جان

  • نیلوبلاگ

    جام جاندل به چشمان توبستممن از آن دام نجستمعمری اندر تله ات منای که درشوقتو مستمتو شدی جام وجـودمجام جانی تا که هستمز اشتیاق قاب قوسینمست مشروب الستمبُردی از شب تو سیاهیز شب تار بـرستموصف غیر از تو اگر شدبشکند ساقه ی دستمعشق تو باور من شدگویی آن دست به دستمجان رومی به فـدایتابــــروانت می پرستم11/5/1402موضوعات مرتبط: غزل بخوانید...

    ادامه مطلب
  • محروم آب

  • نیلوبلاگ

    محروم آبچشمه ها جاری و ما محروم آبچون گدایان آرزومند کبابروز وشب درکار ورنجی بی ثمرراهیانی ناامید اندر سرابآشکارا گنجها هست در وطنلیک آدمهای در خواب و خرابهر وجب گسترده بینی جالهابا رضایتمندی عـــالی جنابگردن خان طــــوق زرّ انداختهگردن این خیل مردم درطنابصدهزاران همچو رومی بی معینعده ای مجنون گنج زرّ ناب27/2/1402 بخوانید...

    ادامه مطلب
  • نعمت آفرین

  • نیلوبلاگ

    نعمت آفرینای خداوندی که قهرت آتشینای خداوندی که عدلت در یقینای که از کردار و حــالم آگهیکن عنایت برگــدا گنجی دفینزین جهان تا کی ز نعمتها تهییک نگاهی ای تونعمت آفـرینکن نصیب ازعالم بالای خویشجنّتی زیبا و اعــــــــلا و بـرینکم نباشد از نگـــاهت ای خداهمچو دیگرها شوم من بهترینیک گروهی غــرق اندرنعمتندزندگی را ازتوخـواهم اینچنینرومی اینسان حق زنامردان بگیردرقیامت دیـــر،لیکن در زمین6/5/1397 بخوانید...

    ادامه مطلب
  • وصف شیخ رومشگان

  • نیلوبلاگ

    وصف شیخ رومشگان(محمدعالی) مردی از وادی رومشگان ورنگینبانسراینیمه های شب مـــداوم بود با او آشنایباخبر بود از زمان مــــرگ و عمر خویشتننیک من بشنیدم و گفتار او در جای جایحیف این مـــردم که او را کاملاً نشناختندگوهری بود از سر سجّاده و عرش خدایچشمهای بود ازکـرامات عجیبآنبوالعجبدر دل شب بود با آیات قـــــرآن همنوایگاهگاهی سرزد از او یک کراماتی عجیبعارفی گمنام بود و زاهـــدی دل پارسایبارها با خود سخنها گفت و ما بی اطلاعای عجب زان پیر عرفانی بی چون و چرایجسمشاینجاب...

    ادامه مطلب
  • طراح نقوش

  • نیلوبلاگ

    طرّاح نقوش من مست نگاه توام ای سیمینبرای مهر تو بر قامت من سرتاسرمحراب سجود هردوچشمان منیمعنای حــــــلاوتی و انبان گُهرماخاک کف دوپای افـــــزار توایماذنی بده تاپای نهیم بر آن درصد مذبح دلداده به امید وصالپروانه ی پرسوخته ی شمع سحربازار تماشاگهی و اوج امیدای زیبتر از ماهی و انعام پدرطــــرّاح نقوش نقش ایوان دلیای ماه نشسته بر فــــــراز منبربر منبر شاخسار گلبوی نشینخورشید همانند کلاهت برسررومی که سراپای به دیدن مشتاقزیبا صفتان او...

    ادامه مطلب
  • شب طوفانی

  • نیلوبلاگ

    شب طوفانیخانه به دوش فنا درشب طـــــوفانیمداغ کـدامین گناه خــورده به پیشانیمهمسفربـــادهـــا ،رفته ام ازیـــادهـــامـویه کنان مـــــادراز حالت حیرانیمنازترین عمرمن چون شب دیجوربودناله کن ای دوست درکلبه ی ویرانیمدردیتیمی مـــرا خواروزمین گیرکردچـــــون رفقاغافل ازغصه ی پنهانیمآنچه مــرادردل خاک سیه جای دادخـــــون دل وغصّه ورنج وپریشانیمدورجـــوانی برفت بهره مـــراهیچ نهسیــــربُـــدم ازغم ورنجه ی ویلانیمزنده اگـــربودمی خــــون دلم بیشترلخته ی خــــون دلم کـرده نگهبانیمآنکه مـرایاربوددرخم پس کو...

    ادامه مطلب
  • خونخوارها

  • نیلوبلاگ

    خونخوارهاهوار از این جفای خونخوارهاکه بر جهد ز حلقشان شرارهاتمام پول و مال وزرّ بنام خودبنام دین به دست زرّ مدارهاسیره وکبک وبلبلان زآسمانزدست این مُزوّران فـرارهاکــلاغها به شاخسار مـوعظهکه سر به یقّه ها فـــرو قنارهاکسان زاوج زور وقدر ومنزلتتمام بی کسان گم از کنارهانه نان خوش نه حال خوش نه کارخوشفغان وصدفغان زدست مارهانام و نشان و زرّ برای اغنیاغضب فقط به جانب ندارهاسوار مرکب مراد دسته ایفنا شده جماعت فگـــارهاپیاده ها مــــــــلازم سوارهابرآمد از وطن ، خدا دمارهارومی و دفتری زگلّ...

    ادامه مطلب
  • دردبی دوا

  • نیلوبلاگ

    دردبی دوا یارب تومرحمی کن این دردبی دوارانان از وطن فــــراوان، دریغ از گدارالب تشنگان آبیم ای آسمان نظرکنچون شوره زارگشتیم باران نعمه ما راما گسنگان قوتیم ، در دین بی ثبوتیمیارب عدالتی ده ارباب ملک دارامسندنشین نعمت ، محتاج نان روزیمبزدای ای خدایا زین مملکت جفاراافسردگـان دردیم،آماده های مرگیمیارب تو دور گردان امواج این بلا راتزویر و رنج و ظلمت فکنده سایه امّایارب عنایتی کن ویلان بینوا رادربندیاوه گویان محبوس درد ورنجیمحتی دریغ دارند زین مملکت هوا راای کردگـــ...

    ادامه مطلب
  • این وطن

  • نیلوبلاگ

    این وطن چه بینوا شد این وطنچه بی دوا شداین وطنعقرب جــرّاره بهلچه بی سراشداین وطنزجور و ظلم ناکسانقُـــرا قُـــرا شد این وطنزبی کیاستی کنونچه برفنا شداین وطنکشتی طوفان زده ازمـــوج بلا شد این وطنچه پاره پاره نایمانز بی صداشد این وطنبه نام نیک دین کنونجور و جفاشداین وطنز کار و بار ناصحیحباد هوا شد این وطنبه زیر سُم یاغیانخرابه ها شد این وطنلال و کــــر و ملعبه یدست دغا شداین وطنکوچه و کــــوی وبرزنشنوحه سرا شداین وطنرفت به اف...

    ادامه مطلب
  • درآب

  • نیلوبلاگ

    درآبمن آن پــــــــــروانه ی افتاده در آبمکه مسکن کـــــــرده در نیزار تالابمچنان چـــــــون برگ چایم در میان آبمیان مــــــــــوج طوفان گیر و بی تابممــــــــــرا درنای چندین خار خشکیدهچنان چون مُرده ی صدساله درخوابمبه ظاهــــــر در قلم لیکن دهن بستهکمی زین بیش باشم زار و بـــر بادمقلم مغموم و بر مکتوبه می نالددریغا نشنود کس داد و فــــــریادممــــــــرا نفرین پی درپی براین دورهفقط شادم که یک محصور آزادمسحر گـــــــر پاشوی بدتر ز دیروزیخدایا کی شو د آخـــــر...

    ادامه مطلب