جام جان
دل به چشمان توبستم
من از آن دام نجستم
عمری اندر تله ات من
ای که درشوقتو مستم
تو شدی جام وجـودم
جام جانی تا که هستم
ز اشتیاق قاب قوسین
مست مشروب الستم
بُردی از شب تو سیاهی
ز شب تار بـرستم
وصف غیر از تو اگر شد
بشکند ساقه ی دستم
عشق تو باور من شد
گویی آن دست به دستم
جان رومی به فـدایت
ابــــروانت می پرستم
11/5/1402
موضوعات مرتبط: غزل
ما را در سایت اشعار و دلنوشته های یک معلم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 69