بوی خوش حرم
می شنوم بوی خـوش حرم را
مهــر منیر و خُتن و کــــــــــرم را
بـــر ورق دل بنویسم به جِــد
کرده خـدا شانه بر این قلم را
آمده مهتاب خـــدایی به بام
نــدا دهــد فـــــرشته و صنم را
عـرضه ده کوکب مهراب عشق
خــط زنِ خـــــط ورق ستم را
در رمضان جــــود و کـرم بازتر
سینه فروهشته گناه و غم را
دولت خود داده خـدا بـر زمین
تا بکند فـــزون ثـــــواب کم را
همّتی از شوق وصالی نجیب
دست فـرو برده به زلف خم را
5/3/1396
اشعار و دلنوشته های یک معلم...ما را در سایت اشعار و دلنوشته های یک معلم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 246