اشعار و دلنوشته های یک معلم

خرید بک لینک
شراره هازسرکنمزداغ باغ دلگشا شراره هــــا ز سرکنمزخاطــــرات برنگشته ناله ها به سرکنمزداغ روی لاله هــا به گفتگوی سالهاسرای قلب خویش را ز داغها شررکنمشکسته گشته جامها ، به زیرخاک نامهابه‌روی‌گونه های‌خویش دانه ی‌گُهر‌کنمدراین سرای خفته ها هـزارها نگفته هاامید زندگی برفت و مالها حــــدرکنمچنان ریا وحیله ها گـــــرفته جان پیلهازروزگارنامراد ، خویش راحــــذرکنمازاین‌ستم‌که ‌پی‌زپی‌به بی‌‌کسان‌ روا ‌رودتمامی فــــرشتگان درآسمان خبرکنمتمام یقّه چــــــــاکها امیدها به بادهاز رنج این برهنگان چه‌خاکهاب اشعار و دلنوشته های یک معلم...ادامه مطلب

ما را در سایت اشعار و دلنوشته های یک معلم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 24 تاريخ: شنبه 8 آذر 1404 ساعت: 3:52

نوروز(2)آمده نوروز و گلان مست باد// بلبلکان بر ورق شاخه شادبخت همایون همه وفق مراد// بچه ی فرخنده هم از نو بزادخوان کرم گستره پر لطف و داداین همه از نعمت دست بهاررنگ دوصدگل به هم آمیخته // می به لب ناز گلان ریختهزرّ به دو گوش گلک آویخته //گل به زمین ریخته و بیختهسُنبلکان بر چمن آهیختهجشن وسرور است و خوشی برقراربر سر هرکوچه گل می فروش// جارچیان جار به بانگ سروشخون‌ خُم‌ از‌کوزه بیاید ‌به جوش// رعد هم از قلّه ی کُه در خروشقوس قزح چون خُتن باده نوشکه طــــرب انگیز به ساز قنارمـــــرغک تنبور زن میگس اشعار و دلنوشته های یک معلم...ادامه مطلب

ما را در سایت اشعار و دلنوشته های یک معلم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 23 تاريخ: شنبه 8 آذر 1404 ساعت: 3:52

وصف دکترجوکار(1)ای رونق مـــردی وسخاوتای قلّه نشین در وجــاهتای مــــرحم زخم دل شکستهای مــــرغ ز دام مال رستهای گشته گریبان توصدچاکدربخشش زرّ و سیم بی باکای بُرده تو از خـــــرابه ماتمای خوبتر از دوصد معمّمای لقمه ی در حلق یتیمانای شادکن نیازمندانبخشنده وخوش خرام ومردیمــــرهم نه زخم کهنه دردیدرکیسه تویی سخی و دلبازمن درپی پرواز تو پروازشاید که کند خـــدا نگاهیریـزد ز پی توام گناهیامـــــوات توراسبک خداکردازجــــرگه ی بی ثمرجداکردجوکـــار به ظاهری و لیکنزرکــــار ز باطنی و لیکنجزحق کس ازآن گُهر اشعار و دلنوشته های یک معلم...ادامه مطلب

ما را در سایت اشعار و دلنوشته های یک معلم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 24 تاريخ: شنبه 8 آذر 1404 ساعت: 3:52

دل رمیدهدل رمیده ام رفیق و نگار من استکههمینحبیب مرحموجودفگارمناستنانوشته مشق عشق، دل من نیست ولیکاین دلم رفیق شفیق و درکنارمن استنیست چون این دل مهتابیوخوشخرامچون خُتن میان گلعذار بهار من استدلی ز عاطفه بی همانند و بی مثالمدام بر وفق مراد است و مدارمن استزصبح خدای شوق خدای ازاو جاریسلیس وملیح چون صوت قنار من استچه لطفی زخدای برتر از این همرنگیکه دلم چون چشمه آرام وقرارمن استرومی و خوش نوای از سپاس خدایکه خدای خوبم مدام به کارمن است2/9/1402موضوعات مرتبط: غزل اشعار و دلنوشته های یک معلم...ادامه مطلب

ما را در سایت اشعار و دلنوشته های یک معلم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 50 تاريخ: سه شنبه 17 بهمن 1402 ساعت: 12:08

دامان وطندلبدمکن زین نغمه هایی راکه من سرمیکنممن افتخارم را بنام عشق حیدر میکنماز بس وطن دربند نامردان تزویر و ریاصدخاک غمرامن بهرویچشم وبرسرمیکنماز این مشقّتهای بی پایان عمر خویشتنآمال جان خویش را بیمار و ابترمیکنمدر این مسیر ناکجاآباد و پر از خار غمبر آسمانها شکوه ها بر حيّ داور میکنمازبس دروغ است و ریا بگرفته دامان وطنچشمان خود را پر ز تیغ وپاره اخگر میکنمرومی بروفکری بهحالکرده هایخویشکنمن هم روم مرحم طلب از حیّ اکبر میکنم4/2/1402موضوعات مرتبط: غزل اشعار و دلنوشته های یک معلم...ادامه مطلب

ما را در سایت اشعار و دلنوشته های یک معلم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 48 تاريخ: سه شنبه 17 بهمن 1402 ساعت: 12:08

صفحه بندی