بوی بناگوش
خـوشا مه صورت و بوی بناگوش
که باهر بوسه ی چشمش برد هوش
خوشا آن دلبر نـرمینه گـــردن
دوزلفی چون حریر و عنبری پوش
قدی چون سرو رعنا راست قامت
که برعاشق دهد هم زاد و هم توش
لبانی لعل و چشمانی نگـــــارین
دلم بی تاب وچون خُمخانه درجوش
نشینم تا کند میلی به درویش
سر راهش عبایی پاره بـــــــر دوش
دلا همّت کن و میلش به چنگ آر
میاسا با صبوری زین مهم کـــــوش
تو را گـــــــــویم بـرو گـو همّتی را
ثنا تا غم ز تو گــــــردد فــــراموش
12/9/1383
اشعار و دلنوشته های یک معلم...ما را در سایت اشعار و دلنوشته های یک معلم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 188