خیل عجایب
یک گوشه ستم،گوشه ی دیگرامراض
زین خیل عجایب بنهفته صد راز
صد راز در این دایـره ی بی قانون
در دایره ای بسته و در آن صد باز
کرکس به سر خرمن هر لاشه جنون
بر لاشه ی بلبلان سُراید آواز
جمعی ز گلان مــرده و بلبل در خون
بیدار دلان از این جهنّم پــــــــرواز
در دخمه ی این دایره صد شیر ز بند
دربند و گــــــرفتار و بدور از دمساز
چشمان ستم دیده به امید کـرم
تا نور امامت بدرخشد ز حجاز
تا کــومه ی بی معین مفــــرّح گردد
مـــرحم بزداید غم و گـــــردد آغاز
نقّاره ی منتظر به شوق است و امید
بر کعبه ی کوی عشق معشوق فـــراز
ای دل تو ثنا کن که قمر پای نهد
بر تخم دو چشم همّتی با صد ناز
6/12/1398
اشعار و دلنوشته های یک معلم...
ما را در سایت اشعار و دلنوشته های یک معلم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 220