سوخت این بال وپر من ز فـــــــــراقت یارا
که برفت از تن من راحت و طاقت یارا
روزها لب به دعـــا تا که مـــرا میل کنی
تشنه ی بوسه ی آن سینه و ساقت یارا
***
کاش روزی بشودچشم تو پروانه ی من
تا که شیدا بشوی از می میخانه ی من
من همانم که مقیم حــــــــرم کوی توام
زچه ویرانه کنی کلبه و کــــاشانه ی من
7/12/1398
اشعار و دلنوشته های یک معلم...ما را در سایت اشعار و دلنوشته های یک معلم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 213