وصف آچر
آچـــــرای چشمم منوّرازتوباد
خانه ام چون کان گوهرازتوباد
ای بـرایم همچوماه و ماهتاب
تازه استادان را فــــــرّ از توباد
آن زمانی کز وطن آیی پدید
پیچ را دستم دروگـــر از توباد
دستهایم گـــر به ساقینت رسد
پیچها حیـــران و پرپر از توباد
دل به رقص آمدزنامت ای عزیز
دست شاگـــردانه ماهرازتوباد
بر تمام پیچها دستم جـــری
باوجودت کارفاخــــراز توباد
عـرضه بنماجوهرخودرابه عام
رام وتسلیم درب خیبر ازتوباد
زینتی در جعبه ی استادکار
جان ماشیدای ساغــر ازتوباد
باز خواهی کرد هرپیچ سمج
دستهاکم،نوکر این سرازتوباد
همّتی شادان و خرسند است ومست
جان وی شادان سراسرازتوباد
24/8/1398
اشعار و دلنوشته های یک معلم...
ما را در سایت اشعار و دلنوشته های یک معلم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 255