لیلی ما
لیلی ما نـاز و بالایی خوش است
قــــــامتی رعنا و سودایی خوش است
چشمها چـــــون چشم بازی در شکار
در دهن شهدی و حلـوایی خوش است
قلب ما معـــــــراج آن قیرینه چشم
زیر پایش چشم ما جـــایی خوش است
مفتخـــــــــر گشت از تمنّا چشم ما
چـــــون سریری درکف پایی خوش است
می خـــرامد بــــر دو چشمم با دو پای
ای خوشاچشمم که مأوایی خوش است
اشک چشمم گشته دریا در فـــراق
او که با قــــایق ز دریایی خوش است
سایه ی زلفش به من عمــــری دگر
آرمیدن زیر گــلسایی خوش است
گــــر بخــــواند می روم با پای سر
در تمنّا دل ز آوایی خوش است
حکم گـــــــر بر من براند سر دهم
چون که دل دردام لیلایی خوش است
ماه در شب در قیاسش بی رمق
گوهــــر پنهان و پیدایی خوش است
درخیالش روز وشب مدهوش ومست
کلبه ی ماشور و غوغایی خوش است
همّتی سرگشته انــــــــــدر آرزو
همچومجنون گم زصحرایی خوش است
21/9/1396
ما را در سایت اشعار و دلنوشته های یک معلم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 221