خویش بسپار

خرید بک لینک

خویش بسپار

بیفکندم به کُه روزی نگــــاهی

بدیدم دختری سیمینه مـــاهی

ز قـامت سرو بستانی بهشتی

به بر زر بر تن و بر سرکـــــلاهی

بگفتم ازچه درکُه جـــــــای داری

چــــــرا در درّه بگـزیدی پناهی

تنی لـــــرزان و چشمانی پرازآب

زدل نالید و از جـــــان کرد آهی

زبــــــــان را بــــاز بنمود و بگفتا

قسم بر آن نسیم صبحگـاهی

زدست مردمانی همچو ابلیس

مکدّر گشته روحم گاه گـــاهی

پناه آورده ام بر غار این کـــــوه

که شایــد وارهم من از تباهی

به دریای خدایی خویش بسپار

زر و زیـــــور نمی ارزد به کـاهی

چنان در همّتی تأثیـــر بنمود

که گفتابهتر از این نیست راهی

17/3/1396

[ چهارشنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۶ ] [ 12:58 ] [ حجت ا...همتی ] [ ]

اشعار و دلنوشته های یک معلم...

ما را در سایت اشعار و دلنوشته های یک معلم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 173 تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 15:01

صفحه بندی